تبليغاتX
یاران منتظر



+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرورشی البرز(بیگی)  | 



ابوذر میگوید:شبی در محضر پیامبر اکرم بودیم شب تا سحر این ایه را تلاوت میکرد

خدایا اگر انسانها را عذاب کنی انان بندگان تو هستند کسی نمی تواند از خواست تو سر باز زند

و اگر انان را ببخشایی همانا تو عزیز و حکیمی و شایسته تو که از بندگانت در گذری

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرورشی البرز(بیگی)  | 



شور بپا می کند، خون تو در هر مقام
می شکنم بی صدا در خود ، هر صبح و شام

باده به دست تو کيست؟ طفل شهيد جنون
يير غلام تو کيست؟ عشق عليه اسلام

در رگ عطشان تان، شهد شهادت به جوش
می شکند تيغ را، خنده خون در نيام

ساقی، بی دست شد، خاک ز می مست شد
ميکده آتش گرفت، سوخت می و سوخت جام

بر سر نی می برند، ماه مرا از عراق
کوفه شود شامتان، کوفه مرامان شام!

از خود بيرون زدم در طلب خون تو
بنده حر تو ام، اذن بده يا امام!

عشق به پايان رسيد ، خون تو پايان نداشت
آنک پايان من، در غزلی ناتمام ...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرورشی البرز(بیگی)  | 



نمازی خوانده ام در بارش يکريز ترتيلش
فدای عطر "حول حالنا"ی سال تحویلش

کليد آسمان در دست، مردی می رسد از راه
پر است از معنی آیات ابراهيم تنزيلش

زمين هر روز فرعونی دگر در آستين دارد
دعا کن هر سحر آبستن موسی شود نيلش

زمان اسب سپيد مهدی موعود را ماند
به گردش کی رسد بهرام ورجاوند با فيلش


زمين يکروز در پيش خدا قد راست خواهد کرد
به قرآنی که گل کرده است از تورات و انجيلش
+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرورشی البرز(بیگی)  | 



با آن که آفريده شده ست آدم از خدا
گاهی به اتفاق ندارد کم از خدا

ای اتفاق ممکن ناممکن ای علی (ع)
ای جوهر تو ، هم ز تو پيدا ، هم از خدا

بين تو و خدا ، الف الفت است و عشق
علم از تو سربلند شد و عالم از خدا

ماهی شدم در آينه ی چشمه ی غدير
شور تو ريخت در گل من ، يک نم از خدا

در جبر و اختيار ، مرا هست اختيار
خاک از ابوتراب گرفتم ، دم از خدا

من قهر مي فروشم و او مهر می خرد
خوفم ز قهر نيست ، که می ترسم از خدا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرورشی البرز(بیگی)  | 



ماهيای سرخ عاشق توی حوضی از اسيدن
دلشون يه دريا درده كي مي دونه چي كشيدن


مي دوني چه دردي داره بي صدا ترانه خوندن
مي دوني چه سوزي داره تو آتيش نفس كشيدن


هدهد سبا شديم و هفت شهر عشقو گشتيم
ما نفس كم نياورديم معلومه كيا بريدن!

سينه آتيش خليله اينجا عشقه كه دليله
ببين اين دلاي عاشق چه بهشتي آفريدن!


بچه هاي خط دوم سرشون به خاكه اما
بچه هاي خط اول آسمونو سر كشيدن

فكر اون گلاي سرخم كه سرا رو خم نكردن
ميميرن ولي نميگن كه سراشونو بريدن

لاله ها كي گفته تنها همونايي ين كه رفتن؟
اينايي كه پر شكستن مگه كمتر از شهيدن؟
+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرورشی البرز(بیگی)  | 



ابر هزار تا بارون، ريخته به جونم امشب
هيچی نگو که تنها ، ميخوام بخونم امشب


بارون گرفته، جز من ، هيچ کی تو کوچه ها نيس
بارون گرفته اما، درد منو دوا نيس

آهای آهای ستاره! درد منو دوا کن
دلم رو بشکن امشب، قفل دلم رو وا کن


اونکه بايد می اومد ، دلش به اومدن نيس
هيچ کسی هم به جز اون ، چشم و چراغ من نيس


جمعه تا جمعه چشمم، مونده به در به يادش
دلم سياهه هيچ کی، نمی رسه به دادش


بارون ! ببار که امشب ، خشکه دل سياهم
بهار من کجايی؟ بيا که چش به راهم...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرورشی البرز(بیگی)  | 



.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرورشی البرز(بیگی)