تبليغاتX
یاران منتظر



امروز توي محله مون باز يه مسافر اومده

محله غرق نور شده اخه يه زائر اومده


حال و هواي شهرمون امروز چقدر صفا داره

اخه بي بي شهرمون زائر كربلا داره


رفتم منم بهش بگم زيارتت قبول باشه 

برا تبرك بگيرم خاكي كه رو لباسشه


رفتم بهش بگم كه ازكرب و بلا برام بگه

بهش بگم از حرم ارباب با وفا بگه

رفتم منم سوغاتيمو بگيرم از دست خودش

رفتم بگم حسين حسين اون كه  شدم مست خودش 


ولي يه صحنه عجيب دل منو خدائي كرد 
                                                                           

ديدن اون صحنه اون همه محله رو هوايي كرد


ديدم مسافر بي بي از خود لاهوت اومده         

زائر كربلاي ما ميون تابوت اومده

محله غرق گريه شد ولي بي بي گريه ميكرد
 
برا جوون خوشگلش شادي دومادي ميكرد

ميگفت مسافرم ديگه به خونه اومد ز سفر
   
حسابي سر بلند شدم  اگر چه اون نداره سر


ميگفت كه پيش فاطمه عزيز و رو سفيد شد م

دعاي من قبول شده كه مادر شهيد شدم

رفتم جلو تا ببينم  صورت اون مسافرو
      
قشنگ تماشا بكنم پرستوي مهاجرو

ولي تو تابوتش نبود  هيچ اثري از بدنش
   
فقط يه مشتي استخون بودش ميون كفنش

امروز توي محله مون...باز يه مسافر اومده...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط پرورشی البرز(بیگی)  |